شعر و عكس
چه فرمایی ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سر مستم و گر گویم که چون زلفت پریشان نیستم هستم کنون کز پای می افتم ز مد هوشی و سر مستی به جز ساغر کجاگیرد کسی از همدمان دستم؟ اگر مستان مجلس را رعاعیت می کنی ساقی از ین پس باده ی صافی به صوفی ده که من دستم؟ تو بهار سر سبز زیبا یی تو بهار مهربان هستی اهای ادم ها غم ها رو دورکنید شادی میاد دوباره ادامه مطلب هم دارد ای پیامبر خدا تو فرشته ی زمینی تو فرستادی خدا یی تو کامل کننده ی دین الهی تو معلم شجاع ترین بانوان و مردانی توی که محبت را به من بخشیدی زندگی را با محبت تو اغاز کردم تویی که محبت را با مهربانی به من یاد دادی از لطف مهرت من کرامت را امو ختم تویی که با رحمت به من سخاوت امو ختی راه سعادت را به من نمودی تو دانایی و توانایی تو می دانی که همیشه جاودانی طبیعت مانند حیاتی ست که پر از موجودات خالق خدا در آن وجود دارند طبیعت وجود هر موجودی است اگرطبیعت نباشد هیچ موجودی زنده نیست طبیعت از دل جان است به همه ی ما زندگی و شادابی می بخشد پس چه بهتر است که ما این نعمت بزرگ را بشناسیم و قدرش را بدانیم آبشار طبیعت چه صدای دلنشین دارد که این آبشار مارابیدارمی کند صدای پرندگان را بگوش می رسد که انگار خدا را ستایش می کند الهی ما را یاری کن از این نعمت پر فرازنشیب نگه داری کنیم شهر کرمون دل جهونه دل کرمونیا بس مهربونه نبودی چقدر مهمون نوازند تاقتشون هم از دل جهونه چه بگم از قالیای کرمون چه بگم از پسته های خندون چه بگم از زیره هاش چه بگم از ادمهای دلدون شهرکرمون نه شهرسر بلندون شهر خدا جو وشهر ماههون ارگ بم شاهدی پیر وقدیمی گنبد جبلیه ازساخته شدن مردم قدیمی کرمون
تو بهارحیات بخش مو جوداتی
تو بهار دریاها هستی
بهار داره میاد دوباره
خنده میاد توی لبها
ادامه مطلب
تویی که مهربانی و دلسوزی مرد می
تو راهنمای مرد می
تو الگوی بشریی
تو فرشته روی زمینی
| Design By : Night Skin |





